خوشبخت ترینم من که چشمای تو را دارم
سلام گل پسری
آنقدر شیطون شدی که اجازه نمی دی من به کاری برسم و آنقدر ناز گریه می کنی
که دوست دارم پای گریه های بدون اشکت بشینم ، الان که اینو گفتم دلم برات تنگ شد.
الان هم خوابیدی که من وقت کردم یه چیزی برات بنویسم ، مزه مامان
هفته قبل هم رفته بودیم شیراز خونه مامان جون و تو از صبح پیش مامان جون بودی و من و
بابا هم توی خیابونها دنبال خونه بودیم چه هفته ای بود حسابی خسته شدیم.
بدون کمک خودت می چرخی و یه عالمه پا می زنی تا بری جلو و وقتی خسته می شی غرش
را سر ما میزنی و وقتی هم سکسکه می کنی باز هم غر می زنی.
ولی با همه ی این غر زدنها من عاشقتم و برات می میرم![]()

توی راه تا شیراز خوابیدی و اصلا مامان را اذیت نکردی الهی قربون مردی بشم

شب رفتیم پارک و حسابی خوش گزروندی و بابا و خاله

این هم بابا جون که صبحها کله ی سحر می اومد بالای سرت وا تا بیدارت نمی کرد
نمی رفت


سامیار داره توی اتاق دایی مهدی اهنگ می سازه ای ی ی ی ی وا یی

از شیراز که برگشتیم آنقدر خسته بودی که همین مدلی خوابت برد و وقتی بیدار شدی
از دلتنگی بغض می کردی و می زدی زیر گریه![]()
الهی قربون اون دل کوچولوت برم من![]()
![]()


قربون اون خنده ی نازت




یکی به داد این خرسی برسه که الان خورده می شه



این هم یه مدل خوابیدن سامیار

پاهای نازت را می گیری و تا مرز خوردن اونا هم می ری


آخرش اینه که از همه شیرینی های دنیا شیرین تری سامی من...



خوشبخت ترینم من که چشمای تو را دارم
